تبليغاتX
برائت از دشمنان اهل البیت علیهم السلام

برائت از دشمنان اهل البیت علیهم السلام

××اللهم العن الجبت والطاغوت و ابنتیهما و محبیهما و کل من مال میلهما××

اللهم العن الجبت والطاغوت و ابنتیهما و اطباعهم

فریاد که ابناء بشر در همه تاریخ

چون زاده خطاب زنازاده ندیدند

بی شک همه در روز جزا اهل جحیمند

آن زمره که در طاعت شیخین مریدند

تا زاده خطاب عیان گشت بدوزخ

از دیدن او دوزخیان جمله رمیدند

لعن ابدی باد بر آن فرقه بد نام

کز آل نبی رشته پیوند بریدند

یکطائفه دنبال ره راست گرفتند

یک سلسله غافل ره ابلیس گرفتند

نفرین خدا باد بر آن طائفه شوم

کز حق بگذشتند و به باطل گرویدند

آنان که نمودند سر پای سقیفه

تا حشر بخود لعنت بسیار خریدند

کوته نظران در پی خوشنودی شیطان

این جامه بر اندام ابوبکر بریدند

افسوس که این خر صفتان عاطل و باطل

خر مهره بجای گهر و در طلبیدند

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: خدا فلانی(در روایت به اسم دومی تصریح شده)را لعنت کند اگر او نبود هیچ مرد و زنی زنا نمی کرد مگر زن و مرد شقی «بحار ج۵۳ ص۳۱»

 

فاطمه زهرا سلام الله علیها خطاب به اولی فرمود: به خدا قسم در هر نمازم بر تو نفرین می کنم «الامامه و السیاسه ص۲۰»

 

ابو حمزه ثمالی از امام سجاد سوال کرد: از شما سوال می کنم درباره فلانی و فلانی ( اولی و دومی) حضرت فرمودند: لعنت خدا به تمام لعنت هایش بر آن دو باد«بصائر الدرجات ص۲۶۹»

 

امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم هیچ یک از ما از دنیا نمی رود مگر غضبناک باشد بر آن دو و هیچ روزی بر ما نمی گذرد مگر آنکه نسبت به آن دو ( اولی و دومی) خشمگین هستیم و بزرگانمان به کوچکترها به این امر سفارش می کنند( این عمل اهل بیت) ...لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو باد«اصول کافی ج۸ ص۲۴۵»

 

ورد بن زید ( برادر کمبت بن زید شاعر اهل بیت) گوید: پرسیدم از امام باقر علیه السلام درباره فلانی و فلانی ( اولی و دومی) حضرت فرمود: هرکس بداند که خداوند حکیم و عادل است از آن دو بیزاری می جوید و هیچ قطره خونی نیست که ریخته  شود مگر آنکه به گردن آن دو ( اولی و دومی ) باشد «بحار ج۳۰ ص۳۸۳»

شادی روح شیر ایران، سلطان تبری از دشمنان آل الله حضرت ابولولوء کاشی  صلوات

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 10:50  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

** چـرا نـفـریـن؟ چرا مــوج تــنــفـّـر؟ **
                                             ** چـــرا پـــــرواز در اوج تـــنـــفــــّر؟ **

                   ** چـرا کـیـنـه؟ چرا بـغض و عداوت؟ **
                                             ** چـرا بـیـزاری و طـعـن و قـسـاوت؟ **

                   ** چرا بـر عـدّه ای از مردمان خـشم؟ **
                                             ** کجا برخوردها با یک جهان خـشم؟ **

                   ** جـواب ایـن چـراهـا را چـو خواهی **
                                             ** نــگــاهـی کـــن بـــه آیــات الــهــی **

                   ** ببـیـن یــزدان کـجـا نـفــریــن نموده **
                                             ** که را لـعـنـت، که را تحسین نموده **

                   ** چـو دانستی که مـلعـونِ خدا کیست **
                                             ** یقین دان ترک این سنّت روا نیست **

                   ** زبـان را چـون خـدای خـود نـما باز **
                                             ** بـه لــعــن فـرقـه ی مـلعـون بپرداز **

                   ** مــداوم مــلـتـجـی بــر اولــیـاء شـو **
                                             ** ز هـر مـوجـود مـلـعـونـی جـدا شـو **

برگرفته از وبلاگ دیوان اشعار تبری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 15:9  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

فالتفتت زینب فرات راس اخیها فنطحت بمقدم المحمل حتی راینا الدم یخرج من قناعها....

قبل از شروع بحث، حتما کتاب عزاداری سنتی شیعیان جلد هفتم نوشته استاد حسین معتمدی کاشانی را تهیه نمایید زیرا فتوای تمامی فقها !!! حال و گذشته در آن موجود است

برخی از فتوای فقهای تشیع :http://tabara310.blogfa.com/8611.aspx

زخون سر حدیث دل نوشتی                                  به خط سرخ بر محمل نوشتی

که عاشق کار با فتوا ندارد                                      سر سالم در اینجا جا ندارد  

شعر از:غلامرضا سازگار

شعائر حسینی یعنی چه؟

شعائر حسینی به اعمالی  گفته می شود که  شیعیان اهل بیت علیهم السّلام  برای  سیّدالشهداء علیه السّلام انجام  می دهند.  به عبارتی دیگر: به  آداب و مراسمی  که به مناسبت  شهادت امام حسین علیه السّلام  انجام می شود ، شعائر حسینی  گفته  می شود. پوشیدن  لباس سیاه ، گریه  کردن بر مصیبت ، برپا کردن مجالس امام حسین علیه السّلام ، زیارت حضرت عزاهایی که  واقعۀ  کربلا را  به  تصویر می کشاند ، سینه  زدن  و لطمه زدن ، زنجیر زدن ، قمه زدن و...  همۀ اینها  از شعائر امام حسین علیه السّلام است ولی به شکل های  مختلف. افرادی  تنها با  گریه  بر مصیبت کربلا اظهار حزن می کنند، افراد دیگر فقط به گریه کردن اکتفا نمی کنند ، بلکه برای سیّدالشهداء علیه السّلام  سینه  و زنجیر هم می زنند ، افراد دیگر محبّتشان  را  با  قمه زدن اظهار می کنند ، و... هرکس به اندازۀ معرفت خود نسبت به امام حسین علیه السلام عزاداری می کند.

شعائر حسینی از شعائر الهی می باشد.

خدای متعال در قرآن کریم می فرمایند:

﴿ذلک و من یعظّم شعائر الله فإنّها من تقوی القلوب﴾

این ایه دلالت بر شعائر حسینی هم دارد، چون شعائر حسینی همان شعائر الهی است و آن به چند دلیل:

1- امیرالمونین علیه السلام می فرمایند: نحن الشعائر و الأصحاب...؛ شعائر ما هستیم و یاران... پس تعظیم وبزرگداشت شعائر یعنی تعظیم امر اهلبیت علیهم السلام که از راه های آن عزاداری برای ایشان است و یکی از عزاداری ها قمه زنی است.

2- امام صادق علیه السلام  در تفصیر آیۀ  (و من یعظم شعائر الله...)  می فرمایند: الشعائر تلبس ثیاب السواد علی الحسین علیه السلام ؛ شعائر پوشیدن لباس سیاه بر امام حسین علیه السلام است.

این روایت نیز صراحت  در این  مطلب  دارد که  منظور شعائر الله در آیه شریفه ؛ شعائر امام حسین علیه السلام است و مخصوصا به انواع عزاداری اشاره دارد.

3- نهضت امام حسین علیه السلام - همان طور که  خود  حضرت فرمودند- برای بقاء اسلام و زنده نگه داشتن اصول و فروع دین و تسریف هرچه بیشتر آن در قلب ها بود.

4- اهل بیت علیهم السلام موازی و همتای قرآن هستند، همان گونه که در حدیث نبوی ثقلین آمده است: (انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ...).

5- در حدیثی مشهور و معروف از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: ( حسین منی و انا من حسین، احب الله من احب الحسین ؛ حسین از من  و من از حسینم، خدا  دوست دارد آن شخصی را که حسین را دوست بدارد).

نتیجه اینکه چون حب امام حسین علیه السلام به حب الهی ختم می شود، پس به پا کردن شعائر امام حسین علیه السلام نیز باعث زنده ماندن شعائر الهی می گردد.

پس به جرأت می توان گفت: شعائر مقدس حسینی -که یک نوع ممارست عملی و همه جانبه  از واقعه عاشورا و فاجعه  کربلا و فدا کاری امام حسین علیه السلام در راه  دفاع از دین است- از شعائر الهی می باشد.

قمه زنی

قمه زنی عملی است که محبان سیدالشهدا برای همدردی با حضرت انجام می دهند ، و آن با زدن قمه یا شمشیر یا تیغ به جلوی سر، به طوری که پوست سر شکافته شده و خون جاری می شود.

شیعیان این عمل را به منظور ابراز محبت و علاقۀ درونی و فداکاری در عزای امام حسین علیه السلام انجام می دهند، و در حقیقت با این عمل - که نوعی رزمایش است- آمادگی خود را برای نثار کردن خون  خود  در راه  سیدالشهداء علیه السلام و پیروی از مکتب خون بارش اعلام می نمایند.

مراسم قمه زنی از آن جمله شعائر مقدس حسینی است که با پشتیبانی جمع  کثیری از اصحاب و علماء شیعه، درمیان شیعیان اهل بیت علیهم السلام از قدیم الایام رایج و مشهور بوده و می باشد، و همیشه در کنار همۀ شعائر بوده است، زیرا در تأسّی از حضرتش نقش به سزایی را ایفا می کند.

هر سال در شب عاشورای حسینی، عده ای از عاشقان و دوست داران امام حسین علیه السلام با پوشیدن کفن و در دست گرفتن  قمه ها و شمشیرها، از مراکز هیئت ها همراه با عده ای که تبل و سنج و شیپور در دست دارند، با پای برهنه حرکت کرده و در شکل و شمایلی کاملاً حماسی و به عنوان  خون  خواهی  امام حسین علیه السلام ، در صف های  منظم  و در مسیری معین حرکت نموده و با فریاد حیدر.. حیدر.. حسین.. حسین.. که از اعماق وجودشان  نشأت گرفته به  راه می افتند. این حرکت  و عمل که  به  نام  (مشق قمه زنی) معروف و مشهور است، نوعی  آمادگی و اعلام حضور است  جهت مراسم  قمه زنی صبح  روز عاشورا که معمولاً در اکثر شهرهایی که شیعیان عاشق و دلداده حضور دارند، این عمل - در صورت عدم جلوگیری  و ممانعت- انجام می گیرد.

در صبح  عاشورا، بعد از اداء  نماز صبح  و خواندن  زیارت  عاشورا، کفن پوشان با  سرهای تراشیده و قمه هایی به دست، در اجتماعی بزرگ، آمادگی خود را جهت یاری و همراهی با آن حضرت اعلام می کنند.

در این حضور حماسی و چشمگیر شیعیان  اعلام  می کنند  که ای اهل عالم بدانید : هرچند امام و مقتد او رهبر ما شیعیان به دست  ناپاکترین افراد  از بنی امیه  و یاران آنها، شهید شده ، اما  امام حسین شیعیان  هرگز فراموش نمی شود و مشعل  نورانیش توسط  نهضت  خونین عاشورا  تا ابد روشن و مشتعل خواهد بود. گر چه  ما عاشورا  در کربلا  نبودیم  تا جان های نا قابل خویش  را فدایش سازیم، ولی امروزه و در این زمان به یاد  تنهایی امام مظلومان نه  تنها اشک  ریخته بلکه از فرق سر خون  جاری  می کنیم ، تا  دشمنان  و مخالفان بدانند: حسین  نوری است  که  هرگز خاموش نمی گیرد، همان گونه که خدای متعال اراده  فرموده : ﴿ یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم والله متمّ نوره و لو کره الکافرون﴾.

و به قول آن عالم بزرگوار و شهید سفر کرده:

إنا جنودک یا حسین و هذه                                                    اسئافنا و دماؤنا  الحمراء

إن فاتنا یوم  الطفوف  فهذه                                                   أرواحنا لک یا حسین فداء

(ای حسین! ما سربازان تو هستیم و این شمشیرها و خون های سرخ ماست ، اگر روز عاشورا را از دست دادیم و نبودیم جان فشانی کنیم، ای حسین! این جان های ما فدای توست).

پس شیعیان با قمه زدن، بیعت ایثار و فداکاری و جان فشانی با سالار شهیدان می بندند و حضرتش را مورد خطاب قرار می دهند:

(یا لیتنا فی کربلاء کنّا معک؛ ای کاش در کربلا ما با تو بودیم).

یک سوال

شاید در ذهن بعضی از افراد این سوال مطرح شود:

منظور از کفن  پوشیدن  و شمشیر به  دست گرفتن  و از سر  خون  جاری  نمودن در عاشورای حسینی چیست؟

در کتاب قیّم و با ارزش (عزاداری سنتی شیعیان)، به این سوال پاسخ داده شده است:

منظور از کفن پوشیدن و شمشیر به  دست گرفتن و خون از سر جاری نمودن دستجات  قمه زنی در روز عاشورا آن است که به دنیا اعلام نمایند ؛ گرچه امام حسین علیه السلام کشته شده اما راه و هدف از حضرت – که قیام و مبارزه علیه  ستمگران و مخالفین  قرآن و دین مبین اسلام است  -همچنان ادامه  دارد اما  شیعیان و پیروان مکتب آن حضرت  در این  روز  کفن  پوشیده  و مسلح گردیده و با  سالار شهیدان  تجدید  عهد و پیمان می نماییم که  گرچه در کربلا  نبودیم  تا  از شما حمایت نموده و در راه حق فداکاری نماییم ، اما تا زنده  هستیم برای حفظ و حراست از دین مبین اسلام و بقای عدالت و آزادی لحظه ای آرام نخواهیم گرفت و علیه دشمنان دین و ستمگران روی زمین تا مرز جان دادن و ریختن خون خود، ایستادگی و فداکاری خواهیم کرد.

چرا با قمه زنی دشمنی دارند؟!

استعمار تلاش فراوانی را برای سد کردن و متوقف ساختن  شعائر حسینی خرج نمود ولی هرگز پیروز نشد، زیرا  مسلمانان  امور متعلق به  دین  خود را هرگز از کفار و مشرکین دریافت نمی کنند، لذا استعمار وقتی خود را شکست خوردۀ  این نبرد دید، به روشی دیگر پناه  برد تا او را به انچه می خواهد برساند؛ و آن از راه نفوذ به داخل مسلمانان و به هم ریختن معتقداتشان، از همین جا بود که  ابتدا حرکت های   پنهانی ، و سپس گروه ها و احزاب  علناً  و آشکاراً  برای  نابودی و ازبین بردن این شعائر دست به کار شدند.

بله.. هنوز زمانی نگذشته بود که ناگهان شنیده شد عده ای از مسلمانان فریاد می زنند:

شعائر حسینیه حرام است، قمه زنی حرام است، و...

این افراد تنها به حد اکتفا نکردند، بلکه شب و روز فضای پاک مذهب تشیع را با فریادهای فلان شکل از شعائر حسینی حرام است آلوده ساختند همچنین سخنانی از قبیل:

شعائر حسینی باعث عقب آفتادگی تشیع می شود ..

شعائر حسینی سبب تمسخر و استهزاء مسلمانان می شود..

شعائر حسینی سبب بد نام کردن تشیّع در جهان می شود، و دیگر سخنان بیهوده، بی ارزش و خالی از هرگونه اندیشه و تفکّر.

در این مقام چند سؤال مطرح می شود:

اگر شما واقعا مبارزه کردن با محرّمات، و پاکی جامعۀ اسلامی را برنامۀ خود قرار داده اید، پس چرا با بقیۀ  محرّماتی که  دو نفر از مسلمانان در آن  شک  نمی کنند و صریح  و آشکار هستند، مبارزه نمی کنید؟!!

محرّماتی همچون: رشوه خواری، مشروبات الکلی، موسیقی، شطرنج، معاملات ربوی بانک ها، بی حجابی، زنا، اختلاط دختران  و پسران  در دانشگاه ها، ساخت فیلم های مبتذل سینمایی، و...

شما به  جلوگیری  بعضی شعائر حسینی - از جمله قمه زنی- بیشتر از موارد فوق  اهمّیّت  می دهید!! در حالی که قمه زنی در 365 روز فقط یک روز و در آن روز حدّاکثر 3 ساعت است، ولی بقیّۀ محرّمات در طول 365 روز سال، هرروزه انجام می شود..

اگر واقعاً بعضی از شعائر حسینی مانع پیشروی اسلام  و تشیّع می شود، پس چرا از همان روز اوّل فریاد نزدید؟!

بل از آن که نطفۀ  اجداد  شما شکل بگیرد، شیعه همۀ این شعائر را بدون استثنا انجام می داد، آن وقت کجا بودید؟!

آیا شعائر مقدّس حسینی تازه و در همین روزها به وجود آمده است که  شما می خواهید آن را از بین ببرید؟!

آیا کسی شما را تحریک کرده است که چنین حرف هایی زده و چنین فتواهایی دهید؟! می خواهید خریدار رضای مخلوق شوید در مقابل نارضایتی و سخط خالق؟!

در کجای کتاب های  حدیث،  تاریخ،  عقائد،  فقه، و...خوانده اید  و یا حتّی شنیده اید که به چنین نتیجه ای رسیده اید؟!

جالب اینجاست که مسیحی ها در روزی که به اعتقاد  خودشان  روز به  صلیب  کشیدن حضرت عیسی بن مریم علیهما السّلام است ، مراسمی  دارند  امّا کسی از آن یادی نمی کند!! آنها با چوب هایی که در آن شیشه های   برنده ای  قرار داده شده، به دست و کمر و پای خود می زنند  و کل بدن خود را خونی می کنند!!

پس چرا کسی فریاد نمی زند و ایرادی نمی گیرد؟!

اگر شخصی – در هر مقامی که باشد- با شعائر حسینی مبارزه و در مقابل آن ایستادگی  کند، در دنیا و آخرت چوب آن را خواهد خورد، و باید جواب گوی خاتم  الأنبیاء حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و امرمؤمنان امام علی علیه السّلام و صدّیقۀ کبری  فاطمۀ  زهرا سلام الله علیها باشد..

شبهات و تهمت ها

مراسم عزاداری قمه زنی بیشتر از همۀ شعائر امام حسین علیه السّلام در معرض جنگ  دشمنان و منافقان قرار گرفته است، نه فقط به شکل ظاهری و عَلَنی، بلکه  مورد  جنگ داخلی هم  واقع شده و آن از طریق وارد کردن شبهات و تشکیکات و اشکالات  و تهمت ها... در بین  انبوهی از تهمت ها و شبهه ها و ایرادها، به مواردی اشاره خواهیم داشت:

1-عزای قمه زنی بدعت است.

2- دسته جات قمه زنی در زمان ائمّۀ اطهار نبوده است.

3- قمه زنی سبب می شود تا به مذهب تشیّع توهین شود.

4- قمه زنان به دست خودشان از سرخویش خون جاری می کنند.

5- بیشتر شرکت کنندگان در عزای قمه زنی التزام دینی ندارند به عبارتی دیگر؛ بیشتر قمه زنان به احکام دینی خود- از جمله واجبات و احکام الهی دیگر- عمل نمی کنند.

این پنج مورد را یکی پس از دیگری مورد تحقیق و تحلیل قرار خواهیم داد تا شما خوانندۀ گرامی به این حقیقت پی ببرید؛ که هر چه در مورد این عزای مقدّس و معنوی گفته شده و می شود، هیچ گونه صحّت و درستی ندارد.

1- قمه زنی بدعت است!!

کسانی که با قمه زدن  مخالفت  دارند و در جواز آن  تشکیک  می کنند، ادّعایشان این است  که مراسم قمه زنی بدعتی می باشد، که جمعی از مردم آن را به وجود آورده اند و هیچ گونه دلیلی بر جائز بودن آن وجود ندارد.

در جواب این مشکّکان چنین می گوییم: آیا معنی بدعت را می دانید؟ به چه عملی بدعت گفته می شود؟

جواب: بدعت عبارت از دو چیز است:

اوّل: نفی هر آنچه که با ادلّۀ صحیحه،  ثابت شده که از دینِ ما می باشد؛  دینی که  مورد رضای پروردگار منّان و پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله، و اهل بیت عصمت و طهارت است، در مقولۀ اعتقادات، فقه، آداب، سلوک، اخلاق و...

دوّم: دادن نسبت های ناروا و دروغین به خدای یکتا، رسول خدا و امامان معصوم علیهم السّلام است، خواه این عمل با تفسیر به رأی در نصوص شرعی و بر اساس تمایلات شخصی باشد، یا با افزودن امور جدیدی به دین که اصل، فرع، مفهوم و مصداق آن، هیچ رابطه و پیوندی با دین نداشته باشد.

بنابراین هیچ کس نمی تواند و حق ندارد قمه زنی را مصداق یکی از دو مورد یاد شده قرار دهد، زیرا قائل  بودن  به جواز و اباحۀ قمه زنی مستلزم انکار چیزی از دین خدا نیست.. این شکل از شعائر مقدّس حسینی، موردی  را  تفسیر نکرده  و چیزی خارج  از دین اسلام به  دین خدا  نمی افزاید، بلکه نهایتاً  نمادی از نمادهای غم و بی تابی  بر سیّدالشهداء علیه السّلام است  که  سنّت و سیرۀ معصومان علیهم السّلام بر آن دو – غم و بی تابی- تأکید و سفارش نموده است.

مخفی  نیست که  حزن  و جزع  - اندوه و بی تابی- نزد بشر در مراتب  متفاوت  اظهار شود.. بعضی ها حزن و اندوه خود را با حسرت و دلسوزی، بعضی با  گفتن: (لا حول و لا قوّة إلّا بالله و إنّا لله و إنّا إلیه راجعون) ، بعضی  با  پوشیدن لباس عزاداری  و ظاهر شدن  به شکل مصیبت دیده،، بعضی با گریه  و ناله، بعضی با لطمه زدن، بعضی با خودزنی، بعضی با ریختن خاک بر سر و صورت، و... قمه زدن مرتبه ای از این مراتب است که محبّان سیّدالشهداء علیه السّلام از آن به عنوان  وسیله ای برای  اظهار حزن  و بی تابی خود  در فاجعۀ  بزرگ و دردناک  کربلا استفاده می کنند.. پس توصیف کردن عزای قمه زنی به بدعت، تهمتی بیش نیست..

آیا بهتر نیست کسانی که بدون هیچ دلیلی از قرآن و فرمایشات معصومین علیهم السّلام به حُرمت این عزای مقدّس فتوا داده اند را بدعت نام گذاری کنیم؟!

ولی  چنین  نمی گوییم.. ما حُکم  به  حرمت و منع قمه زنی را بدعت نمی نامیم، ولی آن را می توان نوعی اشتباه، تندی، عدم دقّت، و سخنی که هیچ گونه اثبات شرعی ندارد، نامید..

۲- در زمان ائمّه علیهم السّلام وجود نداشته!!

در جواب  این اشکال چنین گفته می شود: درست است.. دسته جات مقدس قمه زنی به  این شکل کنونی در زمان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام وجود نداشته است .. نه  تنها قمه زدن، بلکه  مابقی  از شعائر حسینی - که  حالت گروهی  و به  شکل دسته جات  می باشد-  نیز  واقع خارجی نداشته است، همچون: دسته جات سینه زنی و زنجیر زنی و شبیه خوانی و...

دلیل  آنکه  در زمان ائمّه علیهم السّلام  چنین دسته جات عزاداری  وجود  خارجی نداشته، کاملاً واضح است و آن تقیۀ بسیار شدیدی بود که امامان علیهم السّلام و شیعیانشان انجام می دادند.

ولی  معصومین علیهم السّلام،  بدون معلوم  ساختن  شکل و چگونگی  برپا کردن شعائر حسینی، اساس و پایۀ تمامی این شعائر و عزاداری ها را ذکر کرده اند.

احادیث و  روایت های  فراوانی از معصومین  علیهم السّلام  در مورد  گریه  کردن  بر مصیبت سیّدالشهداء گریه انداختن دیگران، اظهار کردن  حزن  برای سالار شهیدان- اعمّ از غم و غصّه و ناله و اندوه- ، تأکید کردن  ائمّه علیهم السّلام  بر زیارت امام حسین  علیه السّلام،  ذکر  مصیبت کربلا در هر حالی از احوال –حتّی هنگام  نوشیدن آب- و دیگر  مواردی که دخالت مستقیم  و یا غیر مستقیم به زنده نمودن شعائر حسینی دارد نقل شده است که همه و همه بر اظهار نمودن حزن در مصیبت سیّدالشهداء  علیه السّلام  دلالت  دارد، که عزای  قمه زنی یکی از این موارد است و شامل شعائر مقدّس حسینی می شود..

به اضافّ احادیث  و روایاتی که  از معصومین علیهم السّلام  نقل شده  است، افعال و کردارهایی راخنثی می کند از قبیل؛

خون جاری نمودن و خون گریه کردن اهل بیت علیهم السّلام بر مصیبت سیّدالشهداء علیه السّلام، خراش و چنگ زدن صورت، ضربت سر و خون جاری کردن از آن، و...

ضمناً،  سفارشات  و سخنانی که از اهل بیت علیهم السّلام  بر چگونگی  اظهار  نمودن  حزن و سوگواری  شیعیان در مصیبت  سالار شهیدان  نقل شده  است، قید  و نشانی  در آن مشاهده  نمی شود..

اهل بیت نفرموده اند فقط به فلان شکل - مثلاً فقط با  گریه  کردن- و یا  فلان  روش مخصوص، اظهار مصیبت کنید.. هیچ  منع و نهیی  در چگونگی اظهار کردن  حزن و عزاداری  سیّدالشهداء علیه السّلام وجود ندارد. دسته جات  قمه زنی؛ از جمله روش هایی است که  در سوگواری امام حسین علیه السّلام انجام روش هایی که در سوگواری امام حسین علیه السّلام انجام می شود و از مصادیق شعائر حسینی می باشد.

۳- قمه زنی و توهین به مذهب؟!

 کسانی هستند که ادّعا می کنند،  دسته جات قمه زنی  شکلی  از شلوغی و  عقب  افتادگی را به نمایش می کشد و باعث خنده و مسخره کردن دیگران می شود و در پی این تمسخر، مورد اهانت و توهین شدن مذهب تشیّع می شود..

این  ادّعا از  جمله دلایلی  است که مخالفان قمه زنی به آن پناه برده اند و از اساسی ترین و مهم ترین دلایل حرمت این نوع عزاداری، همین ادّعای آنان می باشد.

کسانی که به این ادّعا ایمان دارند، می گویند:

1- قمه زنی از خرافات است.. 2- پدیده ای عقب افتاده  و وحشیانه  است که  سبب  می شود دیگران ما را مسخره کنند..

جواب کسانی که این ادّعا را قبول دارند چنین است:

عزای قمه زنی از خرافات است!! به چه چیزهایی خرافات گفته می شود؟ آیا به این سوال تا به حال فکر کرده اید؟

جواب: هر چیزی  که  حقیقت  نداشته  و از وَهم  و تخیّل  انسان  و ساخته های  ذهنی  او باشد، خرافات گفته می شود.

هرگاه به چیزی که در واقع، وجود خارجی و حقیقی ندارد ایمان آورده شود، گویند فلان شخص خرافاتی شده است و به آن وهم – که از تخیل انسان شکل می گیرد- نیز گفته می شود.

آیا قمه زنی – که از شدّت غم و اندوه مصیبت سیّدالشهدا علیه السّلام و در سوگ آن حضرت به پا می شود- از خرافات است؟!

آن چیزی که ما در موردش صحبت می کنیم مرکب از این سه مطلب است:

1- مصیبت امام حسین علیه السّلام.

2- حزن  و جزع  - اندوه و بی  تابی-  بر سید الشهداء  علیه السّلام  طبق  سفارشات  اهل بیت  عصمت و طهارت علیهم السّلام.

3- قمه زنی؛ که نمادی از اندوه و بی تابی و حُزن و جَزَع است.

این سه مورد با هم، حقیقتی را که هیچ ربطی به خرافات ندارد تشکیل می دهند. چه معنا دارد که از قمه زنی در مصیبت امام حسین علیه السّلام به عنوان خرافه و اهانت  یاد کنید؟! برعکس، این ادعای شماست که از خرافات است.

اما در جواب اینکه: قمه زنی پدیده ای عقب افتاده  و  وحشیانه است  و باعث  کوچک شمردن و مسخره کردن دیگران نسب به ما و مذهب تشیع می شود، سوالی را مطرح می سازیم و شما - ای مدّعی- باید جوابگو باشید..

اول: چه عقب افتادگی و حالت وحشی گری از دسته جات قمه زنی  مشاهده  کرده اید؟!  آیا تا به حال این  دسته جات  به  کسی حمله ور شده اند و شخصی را مورد آزار و اذیت قرار داده اند؟! آیا تا کنون کسی را ترسانده و یا کشته اند؟! آیا تا به حال به خانه ای  حمله ور شده اند؟! آیا وقتی به خیابان ها روانه می شوند فساد و منکرات و فحشا به پا می کنند؟! و آیا هایی دگر..

آیا تا به حال  مشاهده  نکرده اید  هنگامی  که مادری فرزندش را از دست می دهد، بی اختیار به سر صورت خود می زند، لباس چاک  می زند، بی تابی  می کند و... این کارنه تنها وحشی گری نیست، بلکه  بالاترین  درجه  ابراز احساسات  است و کسی او  را به خاطر این کار مذمّت نمی کند..

پس کجا شد آن وحشی گری که ادعا می کنید؟!اینها حزن و اندوه و بی تابی خود را نسبت به امام حسین علیه السّلام را اینگونه تعبیر می کنند.

دوم: آنهایی که ما را مسخره و توهین می کنند، چه  کسانی هستند؟ چه ارزشی دارند؟ مسخره  و اهانتشان چه قیمتی دارد؟ این که تازگی ندارد.. زیرا دشمنان خدا  از آن زمانی که  به وجود آمده اند، دین و اعتقادات و عبادات و ...را مسخره می کردند.

در قرآن کریم بارها خوانده ایم که همۀ فرستاده ها و پیامبران خدا، به طور پیوسته مورد تمسخر واقع می شدند.

آیه های زیادی در قرآن کریم آمده است که در این باره صحبت می کنند، به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

﴿زین للذین کفروا الحیاة الدنیا و یسخرون من الذین آمنوا و الذین اتقوا فوقهم یوم القیامة﴾ {بقره / آیۀ 212} ﴿ یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزواً و لعبا من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم  و الکفار اولیاء و اتقوا الله ان کنتم  مومنین﴾ {مائده / آیۀ 57} ﴿بل عجبت و یسخرون و اذا ذکروا لا یذکرون، و اذا رأوا آیة یستسخرون﴾ {صافات / آیه 12 تا 14}..

و در نهایت  روایتی  را از پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله  نقل می کنم  که حضرت  به امیر مومنان علیه السّلام فرمودند:

(به نزدیکان و دوستداران و محبین خود بشارت بده، بهشت و نعمت های  فراوان و چیزهایی  که نه چشمی آن  را  مشاهده  کرده  و نه  گوشی آن  را  شنیده... ولی عده ای کم و کثیفی از مردم، زیارت کنندگان مزارهایتان را مانند زنی که با او زنا شده و مورد تمسخر واقع می شود، مسخره می کنند، آنها بدترین امت من هستند و هرگز خداوند شفاعت مرا به آنان نمی دهند...).

۴- با دست خود از سرِ خود خون جاری می کنند!!

ممکن است شخصی بگوید: امام حسین علیه السّلام با دست خود خون از سرِ خود جاری نکردند، چگونه می توان گفت: قمه زنی که شیعیان به دست خودشان خون از سرِ خویش جاری می کنند، پیروی نمودن از حضرت امام حسین علیه السّلام است؟

جواب: آری، قمه زنی هم یک نوع همرنگی و پیروی از امام حسین علیه السّلام است.. البتّه اگر برای شیعیان  میدان  نبرد بین  حقّ و باطل  پیش بیاید، این  نمایش و شبیه  سازی ها را در نبرد با ستمگران و  یزیدیانِ عصر خود  به  یک کربلای واقعی تبدیل نموده و با الهام از مکتب حضرت سیّدالشهداء علیه السّلام  آمادگی تحمّل هر نوع  ضربه  و زخمی را در میدان  نبرد تا حدّ شهادت دارند..

در زیارت  حضرت اباالفضل  العبّاس علیه السّلام  می خوانیم: (فَنِعم الأَخُ المُواسی)؟! یعنی: (چه نیکو برادری که با جان و مال، امام حسین علیه السّلام را یاری کردی..) با اینکه می دانیم منظور از پیروی  حضرت  عبّاس علیه  السّلام  در این قسمت  از  زیارت نامه ؛ همان موردی است که حضرت با اختیارِ خود  - با اینکه در شطّ فرات  اسبش تا رکاب در آب فرو رفته بود- یک مشت از آب برداشت، جلو دهان خود آورد  و با اینکه هیچ مانعی برای نوشیدن نداشت، آب را به روی آب ریخت و تشنه از فرات بیرون آمد، با اینکه تشنگی امام حسین علیه السّلام در ظاهر به اختیار خودش نبود، بلکه اقدامی بود از طرف دشمنان  که  آب را  به  روی خیمه های  امام حسین علیه السّلام بسته بودند.

اضافه بر این، اگر این عطش اختیاری برای حضرت عبّاس علیه السّلام به عنوان همرنگ شدن و همراه  گشتن  با عطش اجباری  امام حسین علیه السّلام  کاری مورد  پسند  و نوعی پیروی از سیّدالشهداء نبود امیرالمومنین علی علیه السّلام بیست سال قبل  از واقعۀ عاشورا به فرزندش عبّاس علیه السّلام  سفارش نمی فرمود که  در چنین موقعیّتی این پیروی و همرنگی را با برادر بزرگتر و امام زمانت – حسین علیه السّلام- داشته باش.

عالم بزرگ مرحوم شیخ هادی خراسانی نجفی (قدّس سرّه) در کتاب (عدّة الشهور) نقل می کنند که:

(امیرالمومنین علیه السّلام  به  هنگام  وفات خود ، فرزندش  عبّاس  را  فراخوانده ،  چشمانش را بوسیدند،  به  او وصیت  کردند و از او پیمان  گرفتند، که هرگاه  در  روز عاشوراء  آب را  به تصرّف در آورد، در حالی که برادرش تشنه است یک قطره آب هم ننوشد).

5- بیشتر قمه زنان التزام دینی ندارند!!

از جمله ایرادهایی که از قمه زنان گرفته می شود و مخالفان قمه زنی به آن تمسّک می کنند، این اشکال است؛ بیشتر کسانی که در این دسته جات شرکت می کنند از جمله کسانی هستند که التزام دینی ندارند و به واجبات دینی خود اهمّیّت نمی دهند.

جواب:  اوّلاً، ما  این مطلب را دروغ  بیش نمی دانیم، چرا که از گذشته تا کنون اکثر کسانی  که قمه می زده و می زنند، از علماء  و  روحانیّون و متدیّنین  شهر بودند  و تنها عدّۀ  اندکی از غیر متدیّنین در انبوه قمه زنان  بوده اند و با نگاهی به  صفحات تاریخ  این  مطلب به وضوح مشخّص است؛ به عنوان  نمونه  افرادی  چون آیت الله مامقانی  رحمة الله  و آیت الله دربندی  رحمة الله و دیگر مراجع و بزرگان که ذکر نام آنان در این مختصر نمی گنجد در قمه زنی شرکت داشته اند.. ثانیاً، اگر فرض کنیم که این اشکال کاملاً درست باشد و بر تمامی  قمه زنان  مطابقت کند، معنی ندارد که با این بهانه از عزای قمه زنی جلوگیری شود!!

اگر اصل  این  است که  هر عمل صحیحی را چون جمعی از افرادی که  آن عمل را انجام  می دهند، به وظایف  دینیشان رسیدگی  نمی کنند  و به آن اهمّیّت نمی دهند را ممنوع سازیم و بر ضدّ آن تبلیغ  کنیم و آن را از میان برداریم، در این حالت تمام زیبایی ها و خوبی های زندگی مردم به پایان خواهد  رسید و باید جلو  آن را گرفت.  نتیجۀ  این  کار به فساد  کشیده  شدن مردم است نه بهبودی و اصلاح آنان.

اگر از یک انسان عاقل و کسی  که  در گفتارش انصاف دارد بپرسیم: آیا همۀ  نمازگزاران وقتی نماز می خوانند، آن نماز آنها را واقعاً از گناه و فحشاء دور می کند؟! آیا همۀ نمازگزاران مؤمن ومتّقی هستند؟!  رویداد عملی در زندگی  مسلمانان و انجمن  اسلامی به این سؤال پاسخ می دهد.

زندگی مسلمانان شاهد این مطلب است که بیشتر نمازگزاران، نماز آنها ایشان را از گناه و زشتی و فحشاء دور نمی سازد و نهی نمی کند.

آیا آنها دروغ نمی گویند؟!  آیا غیبت نمی کنند؟!  آیا تهمت نمی زنند؟!  آیا همسایه را آزار و اذیت نمی دهند؟! آیا  همۀ  آنها  خمس می دهند؟!  بلکه  - شاید- بیشتر آنان  حتّی  نمازشان را به شکل صحیح و شرعی  که  خدا  امر کرده  است، نمی خوانند. ولی  آیا  ما می توانیم  آنها  را از نماز خواندن جلوگیری کنیم به دلیل آنکه عدّه ای نمازگزار گناه می کنند؟!

همین سؤال را در مورد روزه و حج و... نیز می توان پرسید – همان طور که  امام سجّاد  علیه السّلام فرمودند: ما أکثر الضجیج و أقل الحجیج؛ چه بسیارند جار و جنجال کننده و چه کم  هستند حاجیان. – آیا باید در مقابل  روزه  و حج ایستاد  و آن را منع کرد؟!  حال شعائر حسینی به شکل عام، و مراسم عزاداری قمه زنی به شکل خاص، همین گونه است.

بعد از آنکه پنج مورد از اشکالات و شُبَهاتِ مخالفان، که در مورد قمه زنی و قمه زنان بین مردم رایج کرده اند را جواب داده و رد نمودیم، حال نوبت بیان دلایل این مراسم مقدّس حسینی می رسد.

دلایل جایز بودن قمه زنی

چه دلایلی جائز بودن مراسم قمه زنی را ثابت می کند؟

این سؤال جواب های فراوانی دارد، ولی چون ما می خواهیم کتاب مختصر و جامع باشد، تنها به ذکر سه دلیل اکتفا می کنیم:

1- اصل اباحه (مباح بودن)

2- حضرت زینب سلام الله علیها و شکستن پیشانی خود.

3- روایات  خون گریه  کردن  اهل بیت عصمت و طهارت  بر مصیبت  سیّدالشهداء علیه السّلام.

این سه دلیل منتخبی از دلایلی می باشد که در مورد جایز بودن این مراسم مقدّس و با شکوه گفته شده است.

اصل اِباحه

قمه زدن به خودی خود عملی  است  جایز و مُباح،  زیرا: (خود را به هلاکت  افکندن  نیست) و موجب  اتلاف  و آسیب عضوی از اعضاء بدن  نمی شود  و جایی از بدن یا  یکی از قوای  بدن ناقص نمی شود. بنابراین به مقتضای  (النّاس نسلّطون علی أنفسهم) یعنی: (هرکس اختیار خود را دارد) که یک قاعده و اصل فقهی است، مانعی از این جهت وجود ندارد.

در این که  قمه زنی  جایز است یا  نه، می توان  گفت  که در علم اصول فقه، اصل در اشیاء را اباحه  (مباح بودن)  می دانند، مگر دلیلی  بر حرمت وجود داشته باشد، که در مورد قمه  زنی و خون جاری کردن دلیلی در منابع فقهی بر حرمت یافت نمی شود!!

در توضیح و بیان اصل اباحت باید گفت: روایاتی در این زمینه وجود ندارد که مجتهدین و مراجع از آنها برای اثبات اصل اباحه استفاده کرده، البتّه تا زمانی که منع و نهی شرعی نرسیده باشد. از جملۀ آنها این فرمایش امام صادق علیه السّلام است:

(کلّ شیء لک حلال حتّی تعرف الحرام منه بعینه؛ هر چیزی برای تو حلال است تا این که حرام آن را مشخّصاً بدانی..).

امام صادق علیه السّلام در سختی دیگر می فرمایند: (هرچیزی برای تو حلال است تا  یقین  کنی که حرام است..).

به این مبنا و اصل در اشیاء (اصل اباحت) می گویند، و از جمله مواردی است که همۀ اهل اصول و فقه آن را امضا کرده و مورد تأیید و قبول قرار داده و بدان عمل کرده اند.

محقّق خراسانی قدّس سرّه می فرمایند: (از معصوم نقل شده است؛ همه چیزی برای تو حلال است تا این که حرام بودنش برایت ثابت شود، این فرمایش معصوم دلالت دارد بر حلال بودن هرچیزی که حرام بودنش برای ما ثابت و معلوم نشده است).

به غیر از فرمایشات اهل بیت علیهم السّلام، اجماع عَمَلی مسلمانان در اصل اباحه ثابت شده است.

به غیر از روایات و اجماع، عقل ذاتی انسان نیز این اصل را تأیید کرده است، زیرا عقل حکم می کند که خدای متعال هرگز هیچ یک از مخلوقات خود را به خاطر رفتار خاصّی که از طریق پیامبران یا معصومین یا کتاب های آسمانی حرمت آن برایشان روشن نشده است مورد عقاب و مجازات قرار نمی دهد. بنابراین بزرگان دین برای این دلیل یک جمله اختیار نمودند و آن را در علم اصول فقه به عنوان یک اصل و قانون در نظر گرفته اند و آن را (اصل برائت عقلی) که در زبان عربی از آن به (قبح عقاب بلا بیان) تعبیر می شود نامیده اند، که مضمونش این چنین است: اصل در اشیاء اباحت است، مگر این که نسبت به وجود نهی دربارۀ آن ها، علم یقینی حاصل شود.

طبق این اصل، قمه زنی – که یکی از بارزترین مصداق های شعائر حسینی است- مباح می گردد، زیرا هیچ آیه ای از قرآن و یا فرمایشی از معصومین در دسترس نیست که قمه زنی را حرام دانسته و یا از آن، حُرمت قمه زدن برداشت شود و چون هر آنچه را که دین اسلام از آن نهی نفرموده است مباح به حساب می آید، فُقَهایِ شیعه به مباح بودن قمه زنی و جواز آن فتوا صادر کردند.

2- حضرت زینب علیها السّلام و شکستن پیشانی

این دلیل به تنهایی می تواند جایز بودن قمه زنی را ثابت کند. روایتی نقل شده است از (مسلم الجصّاص) در مورد ضربت زدن حضرت زینب کبری سلام الله علیها پیشانی خود را به چوبۀ محمل – کجاوه- و جاری شدن خون در اثر آن از زیر مقنعۀ حضرت..

متن روایت این گونه است: (... فَرَأت رَأسَ أخیها، فَنَطَحَت جَبینَها بِمُقَدَّمِ الَمحمِل، حَتَّی رَأینا الدَّم یَخرُج مِن تَحتِ قِنِاعِها...)

زینب کبری علیها السّلام پیشانی که دارای مقام عصمت صغری است در محضر امام زین العابدین علیه السّلام پیشانی خود را به چوبۀ محمل – کجاوه- می کوبد، به طوری که خون از سرِ مبارک جاری می شود.. در خبر صحیح وارد شده است؛ هنگامی که زینب کبری علیها السّلام در کوفه سر برادرش امام حسین علیه السّلام را بر سرِ نیزه مشاهده کرد، چنان پیشانی خود را به چوبۀ جلومحمل کوبید که خون از سر آن حضرت سرازیر شد.

این خبر صحیح که ماجرای حضرت زینب سلام الله علیها و سرازیر شدن خون از زیر مقنعۀ مبارکشان را نقل کرده است، درادلّۀ جواز جاری کردن خون در مصیبت سیّد الشهداء علیه السّلام استفاده می شود و آن به دو جهت:

اوّل: همانا حضرت زینب سلام الله علیها دارای شأن و مقام والای عصمت صُغری هستند، لذا چنین بانویی کاری که دین اسلام آن را جایز نمی داند، انجام نمی دهند. امام سجّاد علیه السّلام خطاب به عمۀ خود زینب کبری سلام الله علیها چنین می فرمایند: (أنتِ بحمدِ الله عالِمة غیر مُعلّمة و فَهِمة غیر مُفَهّمة).

حضرت زینب سلام الله علیها رتبۀ عصمت صغری را در اختیار داشتند، از این جهت دارای اجازۀ فتوی و نشر احکام الهی بودند.

به نقل از شیخ صدوق: (زینب کبری سلام الله علیها وکالت خاص از برادر خود امام حسین علیه السّلام داشتند، و مردم در حلال و حرامشان به این بتنوی بزرگوار رجوع می کردند، تا زمانی که امام سجّاد علیه السّلام از بیماری خود شفا یافتند).

دوّم: این رفتار در حالی از زینب کبری علیها السّلام به وقوع پیوست که امام زین العابدین علیه السّلام حضور داشتند و سکوت اختیار کردند، لذا مورد تقریر و تجویز امام معصوم واقع شده است، در حالی که امام زین العابدین علیه السّلام اگر در رفتار ایشان نهی شرعی می دیدند از آن جلوگیری می کردند، یا سخنی که دلالت بر عدم جواز آن باشد بگویند، که چنین کاری نکردند.

لذا، نهی نکردن امام سجّاد علیه السّلام، دلالت بر موافقت ایشان دارد و در علم اصول ثابت شده است که تقریر و موافقت امام معصوم علیه السّلام حجّت شرعی است.

1- خون گریه کردن اهل بیت بر مصیبت

عدّه ای از معصومین در عزای سیدالشهداء علیه السّلام از لطیف ترین و حسّاس ترین عضو بدن – که چشم می باشد- بر اثر شدّت گریه، خون جاری ساختند:

1- امام سجّاد علیه السّلام هنگامی که ظرف آبی را به دست می گرفت تا از آن بیاشامد، آنقدر گریه می کردند تا این که آن ظرف پر از خون می شد.

این حدیث به وضوح بر تداوم و تکرار گریۀ اهل بیت علیهم السّلام بر مظلومیّت امام حسین علیه السّلام دلالت می کند و شدّت گریه به آن اندازه بوده که اشک چشم تبدیل به خون شده و به جای اشک خون جاری گشته است. وقتی که جاری ساختن خون از دیدگان امام معصوم روا باشد، جاری ساختن خون از سر یقیناً خالی از اشکال خواهد بود.

2- امام رضا علیه السّلام می فرمایند: إنّ یوم الحسین علیه السّلام أقرح جفوننا و أسبل دموعنا...؛ همانا روز حسین علیه السّلام چشمان ما را (از گریۀ زیاد) زخمی کرده و اشک های ما را ریزان نموده... .

3- امام زمان علیه السّلام در زیارت ناحیه می فرمایند: ... فلأندبنّک صباحاً و مساءاً و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً؛ ...هر صبح و شام برایت ندبه و زاری می کنم و بر تو به جای اشک، خون می گریم).

این نکته را نیز در نظر داشته باشیم که در کلام امام معصوم هیچ گونه مبالغه و مجازگویی وجود ندارد و همیشه عین حقیقت را می فرمایند.

از بیان این دلیل چنین نتیجه می گیریم که جاری نمودن خون از سر، جهت اظهار تأسّف و حزن شدید  در شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام  و در قالب هیأت و دسته جات قمه  زنی جایز می باشد، زیرا هنگامی که خون جاری نمودن از چشمان - در عزای آن مظلوم- جایز باشد. به طور مسلّم و یقین  چشمان از سر حسّاس تر و قابل  ملاحظه تر هستند،  پس جواز  به  خون ریختن از سر واضح تر و روشن تر خواهد بود.

بر عمر لعنت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 10:51  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

حیوانات و لعن فرستادن بر بتهای قریش

امام رضا علیه السلام از پدرانشان واز جدشان نقل کردند که ایشان فرمودند:

قنبره( نوعی گنجشگ به نام چکاوک ) را نخورید واو را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن ها

بازی کنند چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید وتسبیح أن این است :

خدا مبغضین آل محمد علیهم السلام را لعنت کند

بحار الانوار ج۲۷ص۲۷۳

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 17:53  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

حرفي زاسرار ولايت نزد من برتر است 

 زان كه صد فصل علوم را از بركني

ازفضائل حيدر نكته اي دانم گربگويم مرا

طعن در محراب ولعن بر منبر كني

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

محقق ثانی مقتدای شیعه (علی بن حسین بن عبد العالی کرکی) متوفی۹۴۰ هجری قمری

نویسنده نفحات اللاهوت فی لعن الجبت والطاغوت از علامه مجلسی نقل می کند

  پیامبر اسلام صل الله علیه وآله فرمودند:

«... یا علی تو مولای مومنان و حجت بعد ازمن بر همه مردم خواهی بود هرکس قبول

ولایت تو را نمایید سزاوار بهشت است و هرکس منکر تو باشد مستحق دوزخ می باشد

یا علی سوگند به آنکه مرا به نبوت بر انگیخت و مرا بر همه جهانیان انتخاب نمود اگر بنده

ای خدای متعال را هزار سال عبادت نمایید مورد پذیرش حق قرار نمی

گیرد مگر آن که ولایت تو و ائمه از فرزندان تو را د ارا باشد و ولایت

تو پذیرفته نمی شود مگر همراه بیزاری و برائت از دشمنانت و دشمنان

ائمه از فرزندانت  واین مطلب را جبرییل به من خبر داده است هر که خواهد بپذیرد و نخواهد انکار نمایید

بحار الانوار ج۲۷ص۱۹۹و۶۳

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 10:45  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

 حلول ماه مبارک رمضان بر پیروان حقیقت گرامی باد

                               اللهم العن الجبت والطاغوت وابنتیهما ومحبیهما

ابان بن ابي عياش از سليم بن قيس هلالي نقل کرده که گفت : از سلمان فارسي شنيدم که مي گفت : وقتي روز قيامت برپا شود ابليس را در حالي که با افساري اتشين لجام شده مي اورند و (زفر) يعني عمر لعنت الله عليه را در حالي که با دو افسار اتشين لجام شده مي اورند.ابليس نزد او ميرود و فرياد ميزند و ميگويد: مادرت به عزايت   بنشيند تو که هستي ؟ من کسي هستم که اولين و اخرين را گمراه کرده ام در حالي که به يک افسار لجام شده ام و تو دو افسار لجام شده اي .عمر لعنت الله عليه مي گويد : من کسي هستم که امر کردم و اطاعت شده ام و خداوند امر کرد و عصيان شد .1

ثواب الاعمال:ص 248 ح9 وص 255 ح 2

تفسير عياشي: ج 2 ص 233 ح 9

بحار : ج قديم ص 213 

1.منظور اينست که( وقتي خداوند دربارة مطالبي دستوري ميداد و عمر هم در

مقابل خداوند دستوري مي داد مردم از خدا سرپيچي و سخن اورا انتخاب ميکردند.)

البته دستورهاي عمر ملعون هميشه يا بدعت بوده (که بعدا اين موضوع  بررسي

مي شود) و يا نهي از انجام حق .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 12:27  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اینکه در روایات متعدد در کتب روائی شیعه وتسنن هست :

اسقرار عرش وکرسی ،قوام آسمانها وزمین و هستی تمامی اشیاء هستی به این است که بر انها نوشته شده : لا اله الاّ الله   محمد رسول الله   علی ولی الله  یا در بعضی روایات علی امیرالمؤمنین .

واینکه نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم  فرمود :والذی بعثنی بالحق بشیرا  ما استقر الکرسی و العرش ولا دار الفلک ولا قامت السموات والأرض الاَبأن کتب علیها لا اله الا الله

محمد رسول الله  علی امیرالمؤمنین  ....مأته منقبة فضل بن شاذان منقبةالرابع والعشرون 24از ابن عباس از طریق عامه (تسنن)

واینکه فرمودامیر المؤمنین عیه السلام : اسمی کُتب علی العرش فاستقر وعلی السموات فقامت و علی الأرض ....

اسم من بر عرش نوشته شد عرش قرار پیدا کرد به عرشیت و....

واینکه خاتم الأنبیاء صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : لیلة اُسری بی الی السماء لم أجد باباً ولا حجاباً ولا شجرة ولا ورقة ولا نمرقة الاَ مکتوب علیها علی علی وانَ اسم علی مکتوب علی کلَ شی .مشارق ص149.وقطره 1/91چ قدیم .

در شب معراج هر آنچه بود ودیدم .  دیدم بر هر بابی ،حجابی ،درختی ،برگی ،بالشی (تکیه گاهی ) نوشته شده علی علی واسم مبارک علی علیه السلام بر همه اشیاء نوشته شده .

روایات در این باب بسیار است محبین مولا علیه السلام  رجوع فرمایند به :فرائد السمطین 1/239باب47،بحار 38/121وص318بحار9/325و27/8و10و11احقاق 4/281ینابیع المودة252چ اسلامبو ل باز بحار28/1و....

مراد از نوشتن چیست؟

اصل نوشتن: آوردن وتنزیل  یک معنا بوسیله یک چیز تاب دار (که تاب پذیرش هر چیزی را دارد ) به یک صورت متناسب با آن معنا .

مثال :به کودکی گفته می شود بنویس اسب . او هم با خمیر بازی شکل اسب را می سازد ؛ این ساده ترین معنای نوشتن است .

عالم معانی ؛ عالم اصلح آن نظام احسن را بواسطه ماده کائنات درست می کند .

اصل توحید ،نبوت ، ولایت در نظام کائنات هست .

روح معانی توحید ،نبوت ،ولایت  جلوه گر می شود متاسب با آن صورت .

لذا  خاتم صلی الله علیه وآله وسلم وعلی علیه السلام واهل البیت علیهم السلام  ظهور در عالم امکان نفرمودند بلکه خواستند ظهور فرمایند عالم امکان ظاهرشدو خلق شد بظهورشان

اینکه حق تبارک وتعالی فرمود : وکل شی ٍ أحصیناه فی امام ٍ مبین .سوره مبارکه یس آیه شریفه 12

همه اشیاء را فرا گیر کردیم در امام  مبین .

 

ومراد از احصاء؛ احصاء شخصی ووجودی است نه علمی .واحصاء غیر از شمارش وعد است .

وان تعدو نعمة الله لا تحصوها .

 

وبا اتفاق مراد از امام  مبین : وجود مقدس امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام است

 

یعنی هر آنچه اطلاق شی بر او می شود وجود مقدس مولا علیه السلام محیط  بر او ست .

 

اینکه تمام اشیاء نام مقدس مولا بر او نوشته شده واینکه مولا علیه السلام فرمود :

 

لوح منم ،قلم منم ،بهشت منم ،آسمانها منم،زمین منم،آدم ونوح وابراهیم و.....منم،نار منم ،و.. اینکه حق تعالی همه اشیاء وکائنات را از لوح وقلم وعرش وکرسی وبهشت گرفته تا آسمانها وزمین وثری وپاینتر ازثری همه را با نام مقدس امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام خلق فرمود ؛

هر آنچه ...همه اینها یک حقیقت را می رساند با شئونات واطوارش .

لذا به زبان ساده: غیر از ذات اقدس الهی هر چه هست علی است .علی

 

مولا مخلوق وجلوه خداست .

 

اما اینها که گفته شد ونا گفتها حقیقت علی نیست ؛ که آن حقیقت منعزل از اینهاست  .

 

بلکه مقام سریان علی علیه السلام است .

بگذریم. خداوند فهم حقایق را روزی فرماید که: یرزق من یشاء بغیر حساب

                          ولایت مولاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 11:11  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

اسعد الله ایامکم ولیالیکم

گفتم امیر ماسوا گفتا علی باشد علی

گفتم ید مشکل گشا گفتا علی باشد علی

گفتم نمرود ابراهیم را در آتش اندازد

خلاق گل در شعله کیست گفتا علی باشد علی

گفتم که شیخ الانبیا در بحر حیران مانده است

سکان سکاندار کیست گفتا علی باشد علی

گفتم که موسی خواهد ببیند وجه او

وجه خداوند جهان گفتا علی باشد علی

گفتم بهشتم گفتا رخ زیبای او

گفتم بهشت فاطمه گفتا علی باشد علی

گفتم حسن زیباستی گفتا که او پور علی

گفتم که زیباییی حسن گفتا علی باشد علی

گفتم ز زینبش گفتا تو نا محرمی

گفتم که باشد محرمش گفتا علی باشد علی

گفتم حسین  گفتا که او خون خداست

گفتم خون که در رگ های اوست گفتا علی باشد علی

یا عالی بحق علی عجل لولیک الفرج

بر عمر لعنت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:28  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

                            *** احاديث تولي و تبري***

قال الرضا (عليه‌السلام): كمال الدين و لا يتنا و البرائة من عدونا [1]

علی بن موسی الرضا(عليه‌السلام) فرمودند:

كمال دين ولايت ماست و برائت از دشمنان ما.

به امام صادق(عليه‌السلام) عرض شد كه شخصی شما را دوست دارد اما در برائت از دشمن شما ضعيف است. در ادامه حضرت فرمودند:

هيهات كذب من ادعی محبتنا و لم يتبرء من عدونا؛

هرگز چنين نيست؛ دروغ مي‌گويد هر كس كه ادعا می‌كند دوست ماست ولی از دشمن ما بيزاری نجويد.[2]

نبی اكرم(صلی الله عليه و آله) به اصحابش فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگير به خاطر خدا و دشمن بگير به خاطر خدا؛ پس به درستی كه به ولايت خدا به كسی نمی‌رسد مگر از اين راه و كسی طعم ايمان را نمی‌چشد اگر چه نماز و روزه زياد به جا آورد مگر از راه تولی و تبری و امروز بيشترين دوستی‌ها و دشمنی های مردم به خاطر دنياست و اين دوستی و دشمنی‌ دنيايی ذره‌ای پيش خداوند تعالی ارزش ندارد.

راوی عرض كرد: چگونه بدانم دوستی و دشمنی من به خاطر خداست؛ دوست خدا كيست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا كيست تا او را دشمن بدارم؟ پيامبر اكرم(صلی الله عليه و آله) به سوی مولای ما اميرالمؤمنين علی بن ابيطالب (عليه‌السلام)  اشاره فرمودند و فرمودند آيا علی را می‌بينی؟  راوی گفت: بله.

پس فرمودند: دوست بدار دوست علی(عليه‌ السلام) را چون دوست علی(عليه‌السلام) ولی الله است و دشمن بدار دشمن علی(عليه‌السلام) را چرا كه دشمن علی(عليه‌السلام) عدوالله است

سپس در ادامه فرمودند:

وال ولي هذا و لو انه قاتل ابيك و ولدك و عاد عدو هذا و لو انه ابوك او ولدك؛

‌دوست بدار دوست مولا علي را هر چند آنكه قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علي را هر چند او پدر و فرزندانت باشند.[3]

 

روزی  كميت خدمت امام صادق(عليه‌السلام) رسيد و شعری خواند. سپس عرض كرد ای آقای! من سوالی دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض كرد سؤالم درباره آن دو خبيث اولی و دومي (لعنت الله عليهما) است. حضرت فرمودند: ای كميت تا روز قيامت به اندازه خون حجامت خونی در اسلام ريخته نشود و مالی حرام كسب نشود و عمل شنيع زنا انجام نگيرد مگر اين كه همه به گردن اين دو باشد وسپس حضرت فرمود ما بنی هاشم بزرگ وکوچکمان را امر به سب وبیزاری جستن از آن دو می کنیم . [4]

قال الصادق(عليه‌السلام): من شك في كفر اعدائنا و الظالمين لنا فهو كافر؛‌

هر كس در كفر دشمنان ما و كسانی كه به ما ظلم كردند شك داشته باشد، خودش كافر است. [5]

قال الصادق(عليه‌السلام): من لم يعرف سوء ما اتی علينا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما ركبنا به فهو شريك من اتی الينا فيما ولينا به؛

كسی كه نفهمد و نشناسد آن‌چه را كه بر ما وارد شد و از ظلمی كه بر ما روا شد و حقی كه از دست ما رفت و... پس او شريك با ظالمين است.[6]

ابو حمزه ثمالی از علي بن الحسين(عليه‌السلام) در مورد آن دو خبيث سؤال كرد.

فقال(عليه‌السلام): كافران، كافر من تولاهما.

امام (عليه‌السلام) فرمودند: هر دو كافرند و هر كسی كه آن دو را دوست بدارد كافر است. [7]

ابن ادريس از امام صادق(عليه‌السلام) نقل می‌كند كه: فردای قيامت رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) از لب پرتگاه جهنم همراه با اميرالمؤمنين و حسن و حسين(عليهماالسلام) عبور می‌نمايند شخصی از داخل جهنم فرياد می‌زند و سه مرتبه برای نجات خود به نبی اكرم(صلي الله عليه و آله) استغاثه می‌كند ولی جواب نمی‌شوند بار ديگر سه مرتبه به اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) استغاثه می‌كند، پس جواب نمی‌شنود.

پس ندا می‌دهد يا حسين يا حسين يا حسين اغثني انا قاتل اعدائك؛ يا حسين! من را نجات بده، من دشمنان تو را كشتم. در آن هنگام رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) به امام حسين(عليه‌السلام) می‌فرمايند: برای تو دليل آورد؛ پس امام حسين(عليه‌السلام) چون عقاب تيز پرواز او را نجات می‌دهد.

راوی می‌پرسد: آن شخص كيست؟ حضرت فرمودند: مختار است.

سپس راوی با تعجب سؤال می‌كند: چرا با آتش عذاب می‌سوزد با اين‌كه از قاتلين ابا عبدالله الحسين(عليه‌السلام) انتقام گرفت؟ حضرت فرمودند: به دليل اين‌كه در قلب مختار ذره‌ای از محبت آن دو نفر وجود داشت. به خدا قسم اگر جبرائيل، ميكائيل و اسرافيل در قلبشان چيزی از حب اين دو باشد با صورت داخل آتش افكنده می‌شوند.[8]

قال اميرالمؤمنين(عليه‌السلام): اللهم اجز عمر لقد ظلم الحجر و المدر.

مولا اميرمؤمنان(عليه‌السلام) فرمودند: خدايا عمر را به جزای اعمالش برسان پس همانا او بر سنگ‌ها و ريگ‌ بيابان‌ها ظلم كرد.[9]

10ـ قال اميرالمؤمنين(عليه‌السلام): ما عادی احد قوما اشد من معادات عمر لاهل بيت الرسول؛

هيچ كس با هيچ قومی به شدت عمر(لعنت الله عليه) با اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) دشمنی نورزيد. [10]

 

              *** جايگاه برائت و لعن در فرهنگ اسلامی***

امام سجاد(عليه‌السلام) فرمود: من لعن الجبت و الطاغوت لعنة واحدة كتب الله له سبعين الف الف حسنه محي عنه سبعين الف الف حسنه و رفع له سبعين الف الف درجه و من امسي يلعنهما لعنه واحده كتب له مثل ذلك؛

كسی كه يك بار لعنت كند جبت و طاغوت را خداوند تعالی هفتاد ميليون حسنه برای او می‌نويسد و هفتاد ميليون گناه از پرونده اعمالش پاك ميكند و هفتاد ميليون درجه بر درجات او می‌افزايد و هر آن كس كه روز و شب بر او بگذرد در حالی كه آن دو را لعنت كند همان حسنات برای او نوشته می‌شود.

ابو حمزه ثمالی گفت: بعد از شهادت علی بن الحسين(عليه‌السلام) خدمت مولايم امام باقر(عليه‌السلام) رسيدم و اين حديث را به محضرشان عرضه داشتم فرمودند: بله اين چنين است ای ثمالی! آيا دوست داری برای تو اضافه‌تر بگويم؟ عرضه كردم بلی يا مولای. پس فرمودند: كسی كه يك بار آن‌ها را در صبح تا شام لعنت كند گناهی بر وی نوشته نمی‌شود.

 ابوحمزه گويد: بعد از شهادت امام باقر(عليه‌السلام) به محضر مقدس امام صادق(عليه ‌السلام) رسيدم و حديث پدر و جد مكرمش را خدمتش عرضه داشتم. حضرت فرمودند: يا ابوحمزه! مطلب حق و صحيح است، سپس فرمودند برای لعنت كننده يك ميليون درجه بالا می‌برد و در ادامه فرمودند: ان الله واسعٌ كريم.[11]

قال رسول الله(صلي الله عليه و آله) من تاثم ان يلعن من يلعنه الله فعليه لعنة الله؛

كسی كه احساس گناه كند از لعن كردن شخصی كه خدا او را لعنت كرده، پس لعنت خدا بر او باد. [12]

قال الصادق(عليه‌السلام): نحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا و صغارنا بسبهما و البرائة منهما؛

ما بنی هاشم بزرگ و كوچك خود را امر می‌كنيم به ناسزا گفتن به آن دو نفر و بيزاری جستن از آنان. [13]

شيخ ابوالحسن مرندی از شيخ حر عاملی صاحب وسائل شيعه(رحمة‌الله‌عليهما) نقل می‌كند:

اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) در حال طواف كعبه بود مردی پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) می‌فرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را ديدند ولی سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمؤمنين! چرا اين بار به من سلام ننموديد؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار می‌گفتی باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) بالاتر است. [14]

در روايت ديگری آمده است: مرد خياطی دو پيراهن نزد امام صادق(عليه‌السلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن يكی از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستادم و هنگام دوختن ديگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) می‌فرستادم. شما كداميك را اختيار می‌نماييد؟ امام صادق(عليه‌السلام) پيراهنی را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.[15]

امام صادق(عليه‌السلام) بعد از هر نماز واجب چهار مرد و چهار زن را لعن می‌فرمود: عمر، ابابكر، عثمان و معاويه، عايشه، هند، حفصه، ام حكم خواهر معاويه. [16]

اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) فرمود: والله اگر اين امت روی خاك بايستند با پای برهنه در حالی كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاری كنند و بر كسانی كه آن‌ها را گمراه كرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت كنند باز اين امت در لعن و بيزاری كم كاری كرده‌اند. [17]

در روايات فراوانی آمده است كه عوالمی وجود دارد كه عدد آن‌ها بيش از تعداد جن و انس است و اهالی آن عوالم تماما لعنت می‌كند آن دو نفر را.[18]

قال رسول الله(صلي الله عليه و آله)... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاك الحجب و سماوات صلاة علی محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا؛

نبی اكرم(صلي الله عليه و آله)فرمودند: ... به درستی‌كه بالا‌ترين چيزی كه برای بهترين ملائكه آسمان‌ها و ملكوت باعث تقرب به خداوند تعالی می‌شود، درود بر محبين اهل بيت (عليهم‌السلام) و لعن بر دشمنان اهل بيت(عليهم‌السلام) است.[19]

 

                         ***عذاب غاصبين خلافت***

آن‌چه در روايات به آن تصريح شده است آن است كه انتقام از غاصبين خلافت و پيروان ايشان در چهار مرحله صورت می‌گيرد:

انتقام در عالم برزخ.

انتقام در زمان رجعت.

انتقام در زمان ظهور.

انتقام در قيامت كبری.

 

الف) انتقام در عالم برزخ:

صاحب كامل الزيارات نقل كرده است كه از عبدالله بن بكير گفت: با امام صادق(عليه ‌السلام) از مدينه به طرف مكه می‌رفتيم به منزل عسفان رسيديم عبور ما به كوه سياهی افتاد كه بسيار وحشتناك بود به امام صادق(عليه‌السلام) عرض كردم يا ابن رسول الله(عليهما‌السلام) چقدر اين كوه وحشتناك است. حضرت فرمود: يابن بكير آيا می‌دانی اين كوه چه كوهی است؟ عرض كردم: نه. فرمودند: به اين كوه كَََََََََََََََََََََََََََمَد می‌گويند و بر سر وادی از وادی‌های جهنم واقع است و در اين كوه قاتلين پدرم معذبند و... تا اين‌كه حضرت می‌فرمايند: من از اين كوه در سفرهايم عبور نكرده‌ام و بر سر اين كوه توقف نكرده‌ام مگر آن كه هر بار آن دو غاصب را در اين‌جا ديده‌ام كه به من استغاثه می‌كنند و از من كمك می‌خواهند. من نيز نگاهی به قاتلين سيدالشهداء(عليه‌السلام) می‌اندازم و به آن دو می‌گويم اين‌ها كاری را انجام دادند كه شما دو نفر اساسش را گذاشتيد و... از اين دو نفر دومی (لعنة الله‌عليه) تضرع و زاری بيشتری می‌كند و من گاهی اوقات اينجا در مقابل دومی می‌ايستم تا مقدار كمی از زخم‌های دلم و داغ‌های قلبم تسلی يابد.

حديث مفصل است كه در اين‌جا خلاصه حديث آورده شد.[20]

 ب) انتقام در زمان رجعت

عن اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) ... ثم اكرو و ارجع ، انا علي بن ابيطالب و اخو رسوله  و احيي اعدائي و قتلة ولدي محسنا و اقتلهم قصاصا؛

اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) می‌فرمايند: من كه علی بن ابيطالب بنده خدا و برادر پيامبر هستم [در زمان رجعت] باز می‌گردم و دشمنانم و قاتلين فرزندم محسن(عليه‌السلام) را زنده می‌كنم و آنان را به عنوان قصاص به قتل می‌رسانم. [21]

 ج) انتقام در زمان ظهور

مولا اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) به عمر(لعنة الله‌عليه) مطالبی فرمود كه خلاصه آن را در اين قسمت می‌آوريم:

 تو را ابولؤلؤ می‌كشد در حالی كه توفيق خداوندی شامل حال او شده و به خدا سوگند كه داخل بهشت می‌شود بر خلاف ميل تو.

شما دو نفر در كنار قبر رسول الله(صلي الله عليه و آله) دفن می‌شويد و تا آخرالزمان كسی جز شما دو نفر در آن‌جا دفن نمی‌شود تا وقتی شما دو نفر را فرزندم مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشريف) خارج كرد كسی شك در وجود شما دو نفر نكند چون اگر شما در بين مسلمين در بقيع دفن شويد مردم شك می‌كنند و گويند اشخاص زيادی تا به حال اين جا دفن شده‌اند، سپس شما را به درخت می‌زنند و بعد آتشی را كه خانه مرا با آن به آتش كشيديد می‌آورند و با آن آتش شما را می‌سوزانند و خاكستر شما را بر باد می‌دهد.

امام زمان(عليه‌السلام) امر می‌فرمايد تا خاكستر آن‌ها جمع شوند؛ آن‌گاه گناهان اين دو را يك يك از زمانی كه قابيل هابيل را كشت تا شهادت حضرت سيدالشهداء(عليه‌السلام) و تمامی گناهان و جناياتي كه از زمان حضرت آدم تا زمان ظهور حضرت مهدی(عليه‌السلام) انجام شده بر گردن اين دو بار می‌شود.[22]

د) انتقام در قيامت

يكی از صحابه از وجود مقدس موسی بن جعفر(عليه‌السلام) درباره غاصبين خلافت پرسيد. حضرد در پاسخ فرمودند: يا اسحاق اولی به منزله عجل (گوساله) است و دومی به منزله سامری.

عرض كردم بيشتر بفرماييد؟ حضرت فرمودند سه دسته هستند در قيامت كه خداوند نظر رحمت به آن‌ها نمی‌كند و آن‌ها را عفو نمی‌كند و عذاب اليم برای آن‌هاست.

عرض كردم: آنان كيانند؟ فرمودند: مردی كه ادعای امامت كند در حالی كه خداوند او را تعيين نفرموده و كسی كه طعنه زند به امام منصوب از جانب خدا و كسی كه گمان كند كه اين دو نفر از اسلام بهره و نصيبی برده‌اند.

عرض كردم: فدايت گردم راجع به اين دو نفر مطلبی بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: ای اسحاق برای من فرقی نمی‌كند و در نظر من يكسان است اين‌كه كسی آيه محكه‌ای از  قرآن را محو كند يا پيامبری خاتم‌المرسلين را انكار كند يا انكار خدا نمايد يا خويش را بر اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) مقدم كند.

عرض كردم بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: در جهنم زمينی است به نام «سقر» كه هنوز نفس نكشيده از روزی كه خدا او را خلق كرده اگر خداوند اجازه دهد كه نفس بكشد به اندازه سوراخ سوزن تمام آن‌چه روی زمين است می‌سوزد و تمام اهل جهنّم از گرمای سقر و بوی بد و لجن آن‌جا و آن‌چه خدا آماده كرده از عذاب برای اهلش در عذاب هستند. در آن وادی كوهی است كه تمامی اهل سقر از شدت گرما و... آن كوه به خدا پناه می‌برند. در آن كوه دره‌ای است كه تمام اهل آن كوه از حرارت و.. آن دره به خدا پناه می‌برند و در آن دره چاهی است كه باز تمامی اهل دره از آتش و... آن چاه به خدا پناه می‌برند و در آن چاه ماری است كه تمامی اهل چاه از حرارت و عذاب آن مار به خدا پناه می‌برند. در شكم آن مار هفت نفر هستند؛ پنج نفر از امم سابقه و دو نفر از اين امت.

اما از امم سابقه قابيل، نمرود، فرعون، يهود كه يهوديت را بنيان‌گذار و بولس كه نصرانيت را بنانهاد و از اين امت عمر و بابكر (لعنة الله‌عليهما).

در روايتی است كه تمامی اهل تابوت و جوف مار يعنی اين هفت نفر از عذاب دومی در عذابند. [23]


 


[1] - بحارالانوار: ج 27، ص 58، ح 19.

[2] - بحارالانوار: ج 27، ص 58 ، ح 19.

[3] - علل الشرايع: ج 1، باب 119.

[4] - رجال كشی: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17.

[5] - اعتقادات صدوق باب اعتقاد فی الظالمين: ص 103 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 62.

[6] - عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حديث 6 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 55، حديث 11.

[7] - تقريب المعارف ابي صلاح حلبي: ص 237 ـ بحارالانوار: ج 69، ص 128، باب 101، كفر مخالفين.

[8] - بحارالانوار: ج 45، ص 339، حديث 5.

[9] - الجمل، شيخ مفيد: ص 71.

[10] - كامل، شيخ بهايی: ج 2، ص 13.

[11] - شفاء الصدور في شرح زيارت عاشورا: ذيل فراز اللهم حص انت اول ظالم بلعن مني...

[12] - رجال كشی: ج 2، ص 811، رقم 1012.

[13] - رجال كشی: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17.

[14] - مجمع النورين و ملتقي البحرين: ص 208.

[15] - امارة الولاية: ص 51 ـ و تعليقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48.

[16] - تهذيب: ج 2، ص 321 ـ كافی: ج 3، ص 342 ـ بحارالانوار: ج 30، ص 397 از تهذيب و... .

[17] - بحارالانوار: ج 30، ص 126 از اسرار آل محمد (صلي الله عليه و آله).

[18] - بصائر الدرجات ، صفار:  جزء 10، باب 14.

[19] - تفسير الامام: ص 295 ـ بحارالانوار: ج 65، چاپ بيروت، ص 37، حديث 79.

[20] - كامل الزيارات: باب 32، ص 103، ح 7، طبع قديم ـ باب 108 نوادر الزيارات: ص 539، ح 2، چاپ جديد.

[21] - كتاب حضرت محسن(عليه‌السلام): ص 58.

[22] - برای مطالعه بيشتر ر.ك: حلية الابرار: ج 2، باب 28 ـ بحارالانوار: ج 53، ص 1ـ36.

[23] - جامع الاخبار: ص 402

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 10:3  توسط سید غلامعلی حسینی  | 

امام صادق علیه السلام ذیل آیه شریفه 136 سوره نساء

 

« آنها که ایمان آوردند وسپس کافر شدند و بازهم ایمان آوردند و دگر بار کافر شدند

 وسپس بر کفر خود افزودند»

 

«هیچ گاه توبه آنان قبول نیست »

 

فرمودند: این آیه درباره فلان و فلان و فلان [اولی و دومی وسومی] نازل شده که در ابتدای کار به رسالت پیامبر ایمان آوردند و هنگامی که بر آنان ولایت عرضه شد در آن وقت که فرمود: هرکس من مولای اویم از این پس علی مولای اوست ، کفر ورزیدند و سپس با امیرالمومنین بیعت کردند و ایمان آوردند (و چون) پیامبر رحلت کرد کفر ورزیدند و به بیعت اقرار نکردند وبا بیعت گرفتن برای خود از کسانی که با مولا بیعت کرده بودند بر کفر خود افزودند . پس در وجود آنان ذره ای از ایمان وجود ندارد .

 

((اصول کافی ج1 ص420ح42))

 

اللهم العن الجبت والطاغوت والنعثیل

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 17:9  توسط سید غلامعلی حسینی  |